| کتابخونه... |
|
|
|
| نوشته شده توسط مستانه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بیشتر ما وقتی می خوایم یه کار خیر بکنیم به این فکر می کنیم که از نظر مالی کمک کنیم، لباس و غذا تامین کنیم و ...
ولی من فکر می کنم، بالاخره این بچه ها، بچه هایی که شاید وضع مالی خوبی ندارن و به سختی زندگی می کنن بزرگ می شن. بزرگ می شن و شاید وقتی بزرگ شدن اونقدر براشون مهم نباشه که توی بچگی چی می پوشیدن و چی می خوردن.
ولی اونا هم مثل همه ی ما یادشون می مونه که اولین بار چه کتابهایی خوندن و از چه کتابهایی لذت بردن و چه کتابهایی طعم تلخ زندگیشون رو یک کمی براشون شیرین تر کرده و ... کتابها همیشه با آدمها می مونن و ناخودآگاه روی آدمها اثر می ذارن...
دلم می خواد دومین گلی که توی باغچه مون می کاریم یه کتابخونه ی کوچیک باشه. یه جایی رو می شناسم که از بچه های بی سرپرست نگهداری می کنن. به این صورت که هر چندتا بچه با یه مربی زندگی می کنن! سن بچه ها از نوزاد شروع می شه تا پونزده سال... بنابراین می شه یه کتابهایی توی گروه سنی کودک و نوجوان براشون تهیه کرد...
![]()
دوست دارین توی این کار هم بهم کمک کنین؟ کتابهایی دارین که از اون دوران براتون یادگار مونده باشه؟ بهم معرفیشون می کنین؟
دلم می خواد توی قدم اول از نمایشگاه برای بچه ها کتاب بخریم. ولی این کار رو ادامه می دیم و هر چند وقت یه بار چندتا کتاب به این کتابخونه اضافه می کنیم.
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||







